هر شبانگاه ،خیالت که به آغاز طلوع
با چه رویی دگراز کوچه ی رویا گذرم
اشک شیرازه جان بود وقلم همدم دل
آه از زخم زبانی که به خون زد جگرم
عشق تو،شعروغزل،کلبه ی تنهایی ساخت
سوزِ دل سازِ فراق ، قافیه بافد نظرم
قلم از قهر تو و قصه ی تقدیر نوشت
در نهان خانه ی دل فیض بجز غم نبرم
مصطفی_مهماندوست
برچسب:
نویسنده: یگانه سلطانی